تبليغاتX
یاشاسین آزادلیغی یاشاتماق اوچون یاشایان میلت.شیخ محمد خیابانی <برای حمایت از این وب روی این لینک کلیک کنيد> آخارسو
 

آذربایجان وارلوسون ایستمین کور اولسون .....

یاشاسین آذربایجان و اورهلری که اونا ویریر.
باش سوز
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : اخبار باشگاه تراختور

اگر مثل گاو گنده باشي، ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي، بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي، سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.دکترشریعتی

  ---------------------------------------
هدف از ایجاد این وبلاگ بر هم زدن امنیت ملی یا توهین کردن به شخص یا گروه خاصی نیست.این وبلاگ جهت جواب دادن به دروغ ها و توهینهای گروهی است که به ایران و اقوام ایرانی در سایتها می کنند, ایجاد شده است. امید است که که مردم ایران چهره واقعی این گروه را که به درستی دشمنان حقیقی  ایران و اقوام ایرانی هستند,را بشناسد.



«بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

یَأَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَکُمْ شُعُوباً وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُواْ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»

آی اینسانلار من سیزی کیشی ایله آرواد یارادیب موختلیف طایفا و قبیله لر ائتمیشم کی بیر بیرینیزی تانییاسینیز آللاهین یانیندا ان سئویملی تقوالی سیدیر. بیلین تانری عالیم و بویوک دور.  حجرات- 13

  

Savalan1376@yahoo.com

اصل ۱۹ اعلامیه حقوق بشر:
“هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد و این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد.”


برچسب‌ها: زبان ترکی, تورک سوزلر, حمایت, ترک, تورکی, آذربایجان, زبان, حمایت از آذربایجان, تورک, ترکی, لغات تورکی, تبادل لینک

 
لزوم اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : سیاسی

لزوم اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي
رسميت زبان تركي، كنگره ها و قطعنامه هاي زبان مادري * مهران بهاري

٠٧ يئلين آي، تويوق ايلي، ٢٠٠٥

سؤزوموز

سال پيش در ايران قطعنامه "آزه ربايجان دانيشير" (آزربايجان سخن ميگويد) همراه با ترجمه آن به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي منتشر گرديد. اين قطعنامه كه تاكنون به امضاي هزاران تن رسيده و در مجامع جهاني انعكاس وسيعي داشته است، عليرغم اهميت و نكات بسيار مثبت آن از جمله تاكيد صريح بر لزوم گذر به نظام فدرالي در ايران؛ داراي تناقضات داخلي چندي مانند كاربرد همزمان تعبيرات "يك ملت" (ملت ايران)، "چند ملت" (ايران كثيرالمله) و "چند قوم" (تنوع قومي) نيز بود. حال آنكه با ابزاري مانند "يك ملت" و "قوم" نه ميتوان مساله ملي در ايران را به درستي درك و تبيين كرد و نه حل نمود. همچنين در سال گذشته، به مناسبت روز جهاني زبان مادري نخستين كنگره زبان مادري در تبريز مركز آزربايجان برگزار گرديد. از نكات بسيار مثبت قطعنامه اين كنگره، نام بردن از "مليتهاي ايران" و "زبان تركي" به جاي ترمهاي دولتي-راسيستي "قوم" و "آزري" است. (ترمهائي مانند "قوم"، "آزري"، "زبان محلي"، "تدريس ادبيات به زبان مادري"به جاي "تحصيل به زبان ملي تركي" و "رسمي شدن آن در دولت مركزي و در مقياس سراسري" و .... جزء خزينه لغات و گفتمان پان ايرانيسم بوده و مطلقا ميبايد از فرهنگ سياسي ايران و بويژه فرهنگ سياسي ترك-آزربايجاني حذف شوند).

اين قطعنامه ها و نظاير آنان، با توجه به انعكاس و ثبتشان در مجامع جهاني، اسناد تاريخي بسيار مهمي در سير مبارزات دمكراتيك خلق ترك و آزربايجان و ديگر ملل ساكن در ايران، روند مدني و معاصر شدن و آشتي جامعه ايران با حقوق بشر، دمكراسي و مدرنيته ميباشند. با اينهمه قطعنامه هاي مذكور داراي دو كمبود اساسي، يعني نبود دو خواست حياتي و بنيادي "انجام اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي موجود" و "رسميت يافتن زبان تركي در مقياس سراسري" بودند. عدم اشاره، تاكيد و تلفظ اين دو خواست بنيادين اهمالي بزرگ و غيرقابل توجيه در آنها بشمار ميرود.

لزوم اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي

در قطعنامه روز زبان مادري اشاره اي به بعد حقوقي-قانوني مساله زبانهاي ملل ساكن در ايران و لزوم انجام اصلاحات در قانون اساسي و گنجاندن خواست دمكراتيك رسميت زبان تركي در مقياس سراسري در اين قانون نشده است. حال آنكه كليد حل مساله زبانهاي ملي و مساله ملي در همين قانون نهفته است. اصل ١٥ قانون اساسي فعلي، در راستاي نژادپرستي زباني (لينگوئيسيسم) و قوميتگرائي افراطي فارسي، زبان و خط فارسي را تنها زبان و خط رسمي كشور و دولت ايران، حتي زبان و خط مشترك همه مردم و ملل ساكن در ايران اعلام كرده است. اين اصل حتي در مقايسه با قانون اساسي مشروطيت نيز، كه در آن فقره اي در باره زبان رسمي وجود نداشت، اصلي عقب مانده و راسيستي است. (در قانون اساسي بعد از انقلاب مشروطيت ١٩٠٦ زبان رسمي كشور قيد نشده بود. با حركت از اين نقطه تسليت نامه ي مجلس اول در مرگ مظفرالدين شاه قاجار، در روزنامه ي مجلس به دو زبان فارسي و تركي چاپ گرديده است. دكتر ض. صدر، روزگار نو، شماره آزر ١٣٧٥، ص ٦٨). اصول غيردمكراتيك ١٥ و ١٩ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، با رسميت دادن انحصاري به زبان و خط فارسي و به رسميت نشناختن حضور و هويت ملل مختلف ساكن در ايران (از جمله با تاكيد به "ملت ايران" به جاي "ملتهاي ايران")، خود از ريشه هاي مساله ملي و زباني در ايران شمرده ميشوند.

در ايران زبان اكثريت مردم از طرف دولت قانونا و حقوقا به رسميت شناخته نشده و در عمل اكثريت مطلق شهروندان و ملتهاي ساكن در آن - به غير از فارسها و قسما ارمنيها - نسلهاست كه از كاربرد رسمي زبان ملي و مادري خود در عرصه هاي دولتي و اجتماعي، در ادارات و محاكم و مكاتبات رسمي، علائم خياباني و رسانه هاي عمومي سراسري و از حق تعليم و تعلم به زبانهاي ملي و مادري، از حق داشتن مراكز آموزشي و از امكانات گسترش فرهنگ خويش همانگونه كه فارسها از آن برخوردارند محروم نگاه داشته شده اند. و اين در حالي است كه در قانون اساسي كشور، زبان محلي قوم اقليت ٣٠٪ –٢٥٪ ي فارس، يگانه زبان رسمي و دولتي كشور كثيرالمله ايران و زبان جانشين و اجباري در همه عرصه هاي دولتي، اجتماعي، آموزشي و اقتصادي اعلام شده و از حمايت بي قيد و شرط و همه جانبه دولت جمهوري اسلامي برخوردار است.

با اين وصف، هرگونه گشايش دمكراتيك در مساله ملي و مساله زبانهاي ملي در ايران، از تغيير قانون اساسي به شدت عقب مانده فعلي كه با روح قوميتگرايي افراطي فارسي، كولونياليسم فرهنگي و نژادپرستي زباني (لينگوئيسيسم) نگاشته شده است آغاز ميشود. پايان دادن به رسميت انحصاري زبان فارسي در قانون اساسي، نخستين نشانه ملموس آغاز روند واقعي پلوراليسم، دمكراتيزاسيون، معاصرشدن جامعه و دولت ايران و احترام گذاردن آنها به هويت و حقوق شهروندان ايراني خواهد بود. از اينروست كه در هر فراخواني براي دمكراسي و برابري ملل و زبانهايشان در ايران، ميبايست پيش از همه چيز لزوم تغييرات دمكراتيك و بازنويسي قانون اساسي خواسته شده باشد. در يك كلام، هر حق و هر حقوقي كه براي خلق، زبان و فرهنگ فارسي رسما شناخته شده، قانونا تضمين و در عمل اجرا ميشود ميبايد عينا براي ملتها و ديگر گروههاي ملي ايران، زبانها و فرهنگهايشان نيز شناخته، تضمين و اجرا گردد.

مقاله را بطور کامل در ادامه مطلب ببینید.



برچسب‌ها: سیاسی, مقاله, آذربایجان, زیان, قانون

 
ادامه مطلب
ميهراسند، از تركيمان ميهراسند!! – ناظم حكمت
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : تورکی سوزلر

ميهراسند، از تركيمان ميهراسند!! – ناظم حكمت

مئهران باهارلي-٢٠٠٣ (بازنويسي شده ٢٠١٠)

توركوله ريميزده ن قورخورلار!! - ناظيم حيكمه ت

ميهراسند، از تركيمان ميهراسند!!
نميگذارند كه ترانه هايمان را سردهيم!
قناري عقاب بال من،
برادر سياه جواهر دندان من،
نميگذارند كه ترانه هايمان را سردهيم!
ميهراسند رابسن!
از شفق ميترسند،
از ديدن، از احساس كردن، از لمس نمودن ميترسند،
از گريستن، آنسان كه باران تن برهنه را شست و سو ميدهد، واهمه دارند،
از خنديدن، تو گويي كه به اي سفت و سخت را به دندان كشيده اي، ميترسند،
از دوست داشتن ميهراسند، از دوست داشتن مثل فرهاد ما
(البته شما هم فرهادي داريد، اسمش چيست؟)
از تخم و از خاك ميهراسند،
از آب روان و از به ياد آوردن ميهراسند،
......
از اميد ميهراسند رابسين، از اميد مي ترسند، از اميد
قناري عقاب بال من، ميترسند
از تركيمان ميترسند رابسن!....
 

سؤزوموز

توركوله ريميزده ن قورخورلار!.... [١]

ناظيم حيكمه ت

بيزه توركوله ريميزي سؤيله تمه ييرله ر رابسين![٢]
اينجي ديشلي قارادريلي قارداشيم،
قارتال قانادلي چومچوغوم ]٣ [
توركوله ريميزي سؤيله تمه ييرله ر بيزه!
قورخورلار رابسين!
داندان قورخورلار،
گؤرمه كده ن،
دويماقدان،
توخونماقدان قورخورلار،
ياغموردا چيريل چيلپاق ييخانير كيمي آغلاماقدان
سيم سيخي بير هئيواني ديشله ر كيمي گولمه كده ن قورخورلار،
سئومه كده ن قورخورلار، بيزيم فرهاد كيمي سئومه كده ن
(سيزين ده بير فرهادينيز واردير البه ت رابسين، آدي نه؟)
توخومدان و تورپاقدان قورخورلار
آخان سودان و آنماقدان قورخورلار
(نه انديريم، نه آراجي يوزده سي، نه وعده ايسته يه ن بير دوست الي
سيجاق بير قوش كيمي، گليب قونماميش كي آووجلارينين ايچينه)
اوموددان قورخورلار رابسين، اوموددان قورخورلار، اوموددان
قورخورلار قارتال قانادلي چومچوغوم!
توركوله ريميزده ن قورخورلار!....

--------------------------------

(ترجمه فارسي: مهران بهاري)

ميهراسند، از تركيمان ميهراسند!!
نميگذارند كه ترانه هايمان را سردهيم!
قناري عقاب بال من،
برادر سياه جواهر دندان من،
نميگذارند كه ترانه هايمان را سردهيم!
ميهراسند رابسن!
از شفق ميترسند،
از ديدن، از احساس كردن، از لمس نمودن ميترسند،
از گريستن، آنسان كه باران تن برهنه را شست و سو ميدهد، واهمه دارند،
از خنديدن، تو گويي كه به اي سفت و سخت را به دندان كشيده اي، ميترسند،
از دوست داشتن ميهراسند، از دوست داشتن مثل فرهاد ما
(البته شما هم فرهادي داريد، اسمش چيست؟)
از تخم و از خاك ميهراسند،
از آب روان و از به ياد آوردن ميهراسند،
......
از اميد ميهراسند رابسين، از اميد مي ترسند، از اميد
قناري عقاب بال من، ميترسند
از تركيمان ميترسند رابسن!....

--------------------------------

ديروز:

“١-بايد افراد خيرانديش ايراني فداكاري نموده و براي از بين بردن زبان تركي و رايج كردن زبان فارسي در آزربايجان بكوشند. مخصوصا وزارت معارف بايد عده زيادي معلم فارسي زبان بدان نواحي فرستاده، كتب و رساله ها و روزنامجات مجاني و ارزان در آنجا انتشار دهد و خود جوانان آزربايجاني بايد جانفشاني كرده، متعهد شوند تـا ميتوانند زبان تركي تكلم نكرده، به وسيله تبليغات عاقبت وخيم آن را در مغز هر ايراني جايگير كنند” (تقی ارانی- مقاله آزربايجان يا يك مساله مماتي و حياتي براي ايران)

٢-" دولت بيش از همه بايد در يك امر بسيار مواظب و شديدالعمل باشد.... مخصوصا مامورين او نبايد بگذارند كه هيچ روزنامه و كتاب و مجله اي كه به اين زبانها (تركي) در خارج از ايران منتشر شده ....داخل كشور و در بين مردم بخصوص اطفال مدارس منتشر گردد". (عباس اقبال آشتياني. مجله يادگار، سال دوم، شماره هاي ٣ و ٦، سال ١٣٢٤).

٣-" تنها فايده اي كه براي تدريس زبان تركي در دبستانها و رواج رسمي آن در ادارات ميتوان تصور نمود سهولت براي كودكان و مردم است.... زبان تركي يكي از عناصر مهم مليت بلكه مهمترين آنهاست.... اگر مردم آزربايجان توانستند روزنامه هاي تركي را به آساني بخوانند و به تركي چيز بنويسند و شعر بگويند ديگر چه نيازي به فارسي خواهند داشت؟..... نگارنده با آموختن پنج دقيقه زبان تركي هم در مدرسه يا دانشگاه آزربايجان مخالفم. ..... ميخواهم آموزش فارسي را اجباري و مجاني و عمومي نمايند و وسائل اين كار را فراهم آورند..... براي من ترديدي نيست كه بي هيچ زحمت و دردسري براي هيچ كس و مخالفتي از هيچ كجا به مقصود خواهيم رسيد، بي آنكه آزربايجانيها احساس كرده باشند بعد از پنجاه سال به زبان فارسي .....صحبت خواهند كرد.... بايد حتما اينكار به دست خود آزربايجانيها صورت گيرد..... مطب از دو حال خارج نيست: يا آزربايجاني ايراني هست، يا نيست. اگر هست ترك نميتواند باشد.....آزربايجانيان بايد خودشان پيشقدم شده و زبان ملي خود را رواج دهند تا كم كم تركي كه خارجي است برود." (دكتر محمود افشار، "يگانگي ايرانيان و زبان فارسي"، مجله آينده، سال ١٣٧٧ ، تهران).

٤-"حاجت به تذكار نيست كه ..... مجاورت تمام شمال و شمال غربي ما كه بسياري از سكنه اش ترك زبانند با تركيه، قفقاز و تركستان، موجب نگراني و بلكه مخاطره است....براي متحدالجنس نمودن ايران، بهترين كارها نشر معارف فارسي و ايران است. اما آنهم نه بطوريكه محسوس شود كه ميخواهند آنها را فارس كنند.... اقليتهاي ما مايه ادبي و معارفي ندارند." (محمد فروغي، يغما، شماره ٧ ، مهرماه ١٣٢٩ ، سال ٣).

٥-"هر كس تركي حرف مي زند افسار الاغ به سر او بزنيد و او را به آخور ببنديد". (محسني رئيس فرهنگ استان آزربايجان زمان رضا شاه)

٦-".... اشاعت معارف و زبان پارسي علاوه بر محاسن ديگر در سياست تأثير فوق العاده مهمي دارد. وقت آن رسيده است بوسيله تبديل زبان تركي به پارسي و بسط معارف ديگر مجال ندهيم … روش ديرين را تعقيب نمايند... واجب است با بودجه كافي چندين باب مدرسه مجاني ... تأسيس شود و فعلا پانزده نفر معلم ايران پرست، آشنا به رموز سياست و غير مانوس با زبان تركي از مركز براي مدارس فوق انتخاب شوند. و يكي از موارد مهم پروگرام مدارس اين باشد كه هيچ درسي به زبان تركي تدريس نشود". (گزارش آموزش و پرورش استرآباد (گرگان) به وزارت داخله در ارديبهشت ١٣٠٥)

٧-"مردم آزربايجان هر تعصبي كه هم دارند بايد آن تعصب را به نفع زبان فارسي و براي حفظ و حراست آن به كار بيندازند. زبان محلي امروزي را رخت عاريه اي بدانند كه بايد به تدريج به صاحبش پس داد". (ناطق، يغما، مجله تهران مهرماه ١٣٤٤، ص١٤).

٨-زبان ترک از برای از قفا کشیدن است- صلاح پای این زبان ز مملکت بریدن است- دو اسبه با زبان فارسی//
بکن تَرک زبان تُرک کز تاريخ خونينش-من از خون لاله گون کوه ارس،دشت مغان دارم//
برغم آنکه با مليت ما دشمن است ای دوست- مکن منعم که از جان دشمنی با اين زبان دارم//
تو بايد عذر اين ناخوانده مهمان را از اين منزل- بخواهی، دزد را من دوست تر زين مهمان دارم//
زبانی کو ندارد جز زيانکاری، ببر او را- برای قطعش از تيغ زبان خوش امتخان دارم//
رها کن يادگار دوره ننگين چنگيزی- برادرکشتگی با دوره چنگيزيان دارم//
تو گر کور و کر و لال و خمش باشی از اين بهتر- که گويی از زبان ترک و تازی اين نشان دارم// (عارف قزويني)

٩-"بی گمان زبان تحمیلی ترکی در آذربایگان بیشتز از ۴۰۰ سال سابقه ندارد. .... و مردم آنجا باید بکوشند این زبان عاریتی را از خود دور سازند و جز به زبان فارسی و ایرانی سخن نگویند”. (يحيي ذكا. نشر و كتاب فرزان شماره ١٤ زمستان ٨٤)

١٠-"چند تن گمراه فرصت جو در آذربایجان-می زنند از بهر ترکی سینه در این گیر و دار//
از پی ترویج ترکی خصم جان پارسی-جمله در بیگانه پروردن شده پروردگار//
حیله‌ها ورزند تا ترکی بجای فارسی-از پس اسمی شدن رسمی شود در آن دیار//
ناتوان در پارسی از گفتن شعری بلند-رو به شعر نازل ترکی کنند از اظطرار//
ترکی ار ره کرد در آن، پارسی بومی بود-بومی از بیگانه شومی چرا گردد فگار؟!//
من نگویم باید از آن راند ترکی را بزور-گو یکی خر زهره هم روید میان لاله‌زار//
لیک گویم بر “دری” تفضیل ترکی نارواست-شهد نوشان را نباشد رغبتی بر زهر مار // (رعدي آذرخشي)

١١-"برای فارسی کردن مردم آذربایجان باید کودکان خردسال ترك را از مادر و خانواده شان دور کرد و به خانواده های فارسی در شهرستان های فارسی زبان سپرد، تا بعد از بزرگ شدن به زبان فارسی صحبت کنند.... بايد تمام کارمندان ترک را از استانهاي ترک زبان به مناطق فارس فرستاده و به جايشان کارمندان فارسي زبان را به آزربايجان بياورند". (دكتر جواد شيخ الاسلامی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران)

١٢-"آموزش رايگان و اجباري فارسي را بر تمام مردم ايران -‌در دل شهرها و در بطن روستاها‌ـ تعميم دهد و از جنجال عوام‌فريبان و يا بيگانه پرستاني كه با تأكيد بر تعليم زبان‌هاي قومي و يا تقويت گويش‌هاي بومي، تيشه بر ريشه‌ي اين زبان مشترك و فرهنگ تمام اقوام ايراني مي‌زنند، نهراسد و بي‌آنكه مانع فراگرفتن آن زبان‌ها و گويش‌ها در محدوده‌ي جغرافيايي متكلمانشان گردد، حتي يك روز هم از كوشيدن در راه رواج و رونق زبان فارسي باز نماند”. (نادر نادرپور، در خطاب به حاكمان ايران)

“١٣-اگر ما بتوانيم شيوه‌يي اتخاذ كنيم كه به تدريج و با نرمش زبان فارسي‌زبان مادري همه كساني گردد كه در قلمرو جغرافيايي ايران به دنيا مي‌آيند و زندگي مي‌كنند، قدم مهمي در راه وحدت ملي خود برداشته‌ايم". (محمد رضا باطني)

١٤-"زبان فارسی در هزاره گذشته، به دليل نقش تاريخی آن در احيای ايرانيت و هويت ملی پس از هجوم اعراب به ايران و نيز در ايجاد گنجينه غنی فرهنگ ايرانی که محصول تلاش و مشارکت همه ی اقوام و طوايف ايرانی است، زبان مشترک همه ايرانيان است". (بابك امير خسروي)

امروز

١-"زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد". (قانون اساسي جمهوري اسلامي اصل ١٥)

٢-"زبان و خط فارسي محور اصلي وحدت و همبستگي ملي است و تقويت آنها از مباني اصلي سياست هاي كلي نظام است" (از مصوبه هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام به نامهاي "سياستهاي‌ كلي‌ نظام‌ در بخش‌ اقوام‌ و مذاهب" مصوب ٠٢/١١/١٣٧٨ و "سياست‌هاي كلي نظام در خصوص وحدت و همبستگي ملي" مصوب ١٥/١١/١٣٨٤)

٣-"هويت ملي ما به خط و زبان فارسي است... زبان فارسي رمز هويت ملي ماست... در واقع همه چيز ماست... راه دست يافتن به كتب ادبيات و اخلاق علمى منحصرا آموختن زبان فارسى است. زبان فارسي نعمت الهى٬.... زبان انقلاب و دين و اسلام انقلابى و مطلوب و محبوب ملتها است.... پاسدارى از زبان فارسى در ايران و سراسر جهان بايد به عنوان يك وظيفه تلقى گردد ... در هر جاى دنيا كه هستيد بايد نسبت به ترويج زبان فارسى اهتمام كنيد". ‌‌(سيد علي حسيني خامنه اي. در ديدار با روِساي دانشگاهها، مؤسسات آموزش عالي و مراکز تحقيقاتي ۲۳/۵/۱۳۸۵)

٤-"بهتر است در ايران زبان آزربايجانيها به عنوان زبان معنوي آنها تلقي گردد نه زبان رسمي و مادري آنها. سوءاستفاده از مساله قوميت ها براي كشور از لحاظ امنيت ملي قابل تحمل نيست و ‌شوراي عالي امنيت ملي اجازه نخواهد داد كه كساني بخواهند با اين مسايل بازي كنند". (شوراي عالي امنيت ملي ايران)

٥-"ما بايد خيلي اهميت بدهيم به فارسي. فارسي بسيار زبان نيرومند است. فارسي ريشه دارتر از عربي است. فارسي زبان تمدن دنيا بوده است، فارسي مقدمه زبان عربي است. ..... ما بخصوص الان زبان فارسي بايد برايمان اهميت داشته باشد." (رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام)

٦-"نخستين و تنها شعبه فرهنگستان زبان فارسي به زودي در تبريز مركز آزربايجان گشايش خواهد يافت .... زبان فارسي مايه‌ وحدت و انسجام و نشانگر هويت ملي ايران است، ...زبان فارسي آيينه‌ و حامل فرهنگ ماست. .... اکنون هم اصل ۱۵ اجرا می شود و منظور از آن آموزش به زبان مادری در مدارس نیست، منظور این است که اقوام آزادند در خانه های خود به زبان خودشان حرف بزنند". (حداد عادل)

٧-"زبان فارسي مترادف با ايران و فرهنگ ايران، و رمز هويت ملي و همبستگي مردمان ايران است. شما بايد ارتباطتان را با ايران و فرهنگ ايران و زبان فارسي حفظ كنيد... زبان فارسي حامل متعالي‌ترين ادبيات انساني است و بايد تقويت شود. رمز جاودانگي، هويت ملي و همبستگي ما، زبان فارسي است. بايد به نقطه‌‏اي برسيم كه تعصب فارسي به افتخار عمومي تبديل شود". (احمدي نژاد رئيس جمهور)

٨-"آموزش در تمام مدارس ايران در سطح آمادگي، مهد كودك، كودكستان، دبستان، راهنمایی و دبيرستان فقط به زبان فارسی انجام می‌شود. كتاب‌های درسی فقط به زبان فارسي عرضه می‌شود". (وزارت آموزش و پرورش)

٩-"استفاده از زبانهاي ملل مسلمان غيرفارس ساكن در ايران مانند تركي در نامگذاري اماكن زير ممنوع است: شهرها، شهركها، بندرها، رودها، جزيره ها، بزرگراهها، خيابانها، بازارها، كوچه ها، مدارس، مهد كودكها، موسسات تحقيقاتي، مجامع علمي و فرهنگي، تالار هاي عمومي، بيمارستانها، مراكز بهداشتي و درماني، سينماها، مراكز تفريحي، باغها و بوستانها، ميدان ها و پايانه ها، فرودگاهها، ايستگاههاي راه آهن، پالايشگاهها، كارخانه ها، بانك ها، مراكز ورزشي، باشگاهها، فروشگاهها، شركتها، مراكز كار و پيشه٬ اماكن٬ موسسات عمومي، ...." ( آيين نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی)

١٠-"ما متوليان زبان و ادبيات فارسي هستيم، صيانت از زبان فارسي واجب عيني و ملي است". (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي)

١١-"آقای رئیس جمهور، بر اساس این زمینه سازیهاست که سرانجام گروه پان ترکیستها با بی پروایی بخود اجازه می دهند تا نامه ای را با امضای شماری از نمایندگان مجلس و چند فرد شناخته شده فعال پان ترکیست درباره تحصیل و تدریس زبان ترکی در تمامی سطوح از ابتدایی تا عالی ترین سطح دانشگاهی، ایجاد فرهنگستان زبان ترکی، اختصاص یک شبکه مستقل تلویزیونی به زبان ترکی و ... را به حضور جنابعالی بفرستند و بخواهند که به خواسته هایشان پاسخ مثبت داده شود."(پرويز ورجاوند از رهبران جبهه ي ملي و از بنيانگذاران حزب پان ايرانيست، معاون پهلبد وزير اطلاعات محمدرضا شاه- طي نامه اي خطاب به رئيس جمهور خاتمي)

١٢-"زبان فارسي بعنوان زبان مشترک و سراسري ايران بکار گرفته شود. اين امر از مباني منشور جهاني حقوق بشر و پيکار در راه تحقق آن وظيفه ما و در شمار خواسته هاي مهم دموکراتيک جمهوري خواهان است". (وهاب انصاري و سيروس مددي. طرحي پيشنهادي در رابطه با بيانيه اتحاد جمهوريخواهان)

١٣-"به دستور مديران دبستان ابتدايی شرف و مدرسه راهنمايی پروين اعتصامی در روستای مينق بخش هريس در غرب تبريز، دانش آموزان اين مدارس به هنگامی که در کلاس، حياط مدرسه و در حضور مسئولان اين مدارس به زبان مادری خود ترکی صحبت مي کنند جريمه مي شوند و موظفند اسکناسهای ۲۰، ۵۰ و ۱۰۰ تومانی را بسته به ميزان جريمه تعيين شده از سوی معلمين، ناظم و يا مدير در صندوق جريمه ها بيفکنند". (نشريه اؤيره نجي باخيشي-شماره ۴)
---------------------------------

[١]- شعر ناظم حكمت به تركي تركيه را به لهجه آزربايجاني زبان تركي در آورده ام. در شعر چند كلمه غير تركي را با معادلهاي تركي آنها عوض كرده ام: قارادري (زنجي)، چومچوق (قناري)، دان (شفق)، آنماقدان (خاطيرلاماقدان)، انديريم (ايسكونتو)، آراجي يوزده سي (كوميسيون).

[٢]-ناظم حكمت اين شعر خود را كه به همراه آثاري از پيكاسو و نرودا جايزه بين المللي صلح را دريافت كرد، خطاب به پل رابسن (Paul Robeson) سروده است. پل رابسن خواننده و موزيسين سياه پوست آمريكايي است كه براي شعر "قير چوجوغو"ي ناظم حكمت آهنگ ساخته بود. او هنرمند صحنه، مبارز حقوق مدني، برابري نژادي و فعال حركت كارگري بود. صداي زوال ناپذير پل رابسن در سالهاي ١٩٢٠، ١٩٣٠ و ١٩٤٠ بيش از سه دهه تاثيري عميق بر فرهنگ آمريكايي داشته است. پاول رابسن، متولد سال ١٨٩٨ از پدري سابقا برده توانست كه به بالاترين سطوح فرهنگي و هنري زمان خويش صعود كند: آكادميك-ورزشكار (بيس بال، بسكتبال، فوتبال)، خواننده اي شناخته شده در مقياس جهاني، ستاره سينما، عضو چندين موسسه ملي هنري و ورزشي (Theater Hall of Fame, National College Football Hall of Fame) و صاحب جوايز بسيار ... ميراث پل رابسن سرشار از روح آزادگي، ترنم همبستگي انساني، حياتي وقف شده به دفاع از فرودستان، ترانه هاي آزادي و موزيك اعتراض است.

[٣]- چومچوق (Çomçoq): به تركي معادل قناري و يا بلبل زرد ميباشد. در توركي قرقيزي به شكل چيمچيق (Çımçıq) و در توركي قزاقي به شكل شيمشيك (Şımşık) موجود است. در بعضي از لهجه هاي معاصر تركي ايران معني گنجشك ميدهد، مانند لهجه هاي تركي خراساني دره گز (چومچوق-Çomçoq)، نيشابور (چيمچيق-Çımçıq) و جوين جغتا-سبزوار (چونچوق-Çonçoq). يادآوري ميكنم كه بلبل به تركي ساندوواچ



برچسب‌ها: سیاسی, آذربایجان, اهانت, پان ایرانیستی

 
سياسي شدن زبان تركي - مهران بهاری
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : سیاسی


سياسي شدن زبان تركي


امروزه زبان و فرهنگ تركي، در نتيجه سياستهاي انكار و تضييق جمهوري اسلامي ايران، خارج از اراده خود و به طرزي كه هرگز شايسته و مستحق آن نيست سياسي شده است. سياسي شدن يك زبان، تبديل شدن يك زبان به ابزاري مهم در سياست روزمره مي باشد. در حاليكه زبان، دين، هويت و فرهنگ مي بايست در خارج از حيطه سياست باقي بمانند. اينها حقوق مقدس افراد و جمعيتها هستند. اما متاسفانه در ايران قرن بيستم و در رابطه با زبان تركي، اين حق مقدس رعايت نشد و زبان تركي در نظام آموزشي، در سيستم اداري و حقوقي، در عرصه حيات اجتماعي و در رسانه هاي عمومي ممنوع اعلام گرديد، و در نتيجه اين ممنوعيت، حتي سخن گفتن به تركي به عنوان رفتاري سياسي تلقي شد. هم از اين روست كه امروز در ايران ادبيات تركي نوعي مقاومت در برابر توتاليتاريسم و استبداد است. ادبيات عبري و ادبيات فرانسه نيز در مقاطعي از تاريخ خود چنين بوده اند. متاسفانه تركان ايران و آزربايجان جنوبي هنوز خود و زبان و ادبيات خود را، هويت و ميراث فرهنگي خود را در همچو مقاومتي پيدا مي كنند.

زبان، به نيازهاي احساسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي فرد پاسخ مي دهد. اما زبان تركي در ايران در طول قرن بيستم به سبب ممنوعيتهاي موجود، از توسعه و تكامل در اين عرصه ها بازماند، از روندهاي معاصر در جهان دور نگاهداشته شد و به عنوان زبان جمعيتي تجريد شده و بسته باقي ماند. امروز فراورده هاي ادب تركي در مقايسه با گذشته با استقبال بسيار بيشتري مواجه مي شوند، اما اين استقبال هنوز با استقبالي كه از آثار تاليف شده به زبان فارسي مي شود قابل مقايسه نيست، و در ميان پرتگاهي عظيم وجود دارد. از اين حادثه البته نمي توان اين نتيجه را گرفت كه زبان و ادبيات تركي ضعيفتر از زبان و ادبيات فارسي است، مطلقا. نمي بايست فراموش كرد كه زبان تركي از سوي دولت ايران تحريم شده و كاربرد آن در عرصه هاي مهم حيات اجتماعي از جمله سيستم آموزشي، اداري، نظامي، تحقيقاتي، اقتصادي، علمي، هنري، قضائي، رسانه هاي عمومي و ... ممنوع شده است. اكثريت تركان ايران قادر به خواندن و نوشتن زبان ملي خود تركي نيستند. زيرا از حق تحصيل به زبان ملي خود تركي محروم نگاه داشته شده و زبان جانشين و قاتل فارسي با روشهاي استعماري به آنها تحميل شده است. با اينهمه سنت تركي خواني به تدريج در ايران در حال تشكل است و توده تركي خوان به سرعت در حال افزايش است.

تركي نويسي: كاري سترگ مانند آفريدن از هيچ

زبان تركي زبان مادري و ملي تركان ساكن در ايران است. امروز كودكان ترك در ايران با زبان فارسي به عنواني زباني اجباري عموما در مهدكودكها و كودكستانها و دبستانها (در نبود مهدكودكها و كودكستانها و دبستانهاي تركي) و از طريق برنامه هاي راديو و تلويزيوني فارسي (در نبود برنامه هاي مشابه راديو تلويزيوني به زبان تركي) آشنا مي شوند. نظام حاكم بر ايران، كودكان ترك را نوعا تنها فارسي خوان و صرفا فارسي نويس مي خواهد، آنها را اين چنين تربيت مي كند و از همه جهت با هويتي فارسي به بار مي آورد. نسل گذشته روشنفكران ترك در آزربايجان جنوبي و ايران، بزرگاني چون صمد بهرنگي، غلامحسين ساعدي، رضا براهني، فريدون توللي، مفتون اميني، عمران صلاحي، احمد شاملو و ... محصول چنين نظامي بودند و در نتيجه صرفا و يا عمدتا فارسي نويس بودند. حتي امروز نيز بسياري از تركان آزربايجاني در آزربايجان جنوبي، در ديگر نقاط ايران، در عراق و قفقاز به زبانهاي ديگري مانند فارسي و عربي و روسي مي نويسند، زيرا آنها نيز مانند غلامحسين ساعدي و رضا براهني بر تركي نويسي مسلط نيستند. اينگونه تركان فارسي نويس را مي توان به لحاظ زباني، تركان فارس شده قلمداد نمود. آنها هر چند در محاوره بتوانند تركي محاوره اي را بكار برند، تركهاي به لحاظ زباني آسيميله شده هستند. با اينهمه اين روشنفكران ترك، در آن شرايط كار درستي كردند و به فارسي نوشتند. آنها در دوران كودكي و نوجواني خود هرگز از امكان تعلم به زبان تركي برخوردار نشدند و بنابراين هيچگاه نمي توانستند قابليت تركي نويسي در دوران كودكي را اخذ كرده باشند. آنها با فارسي نويسيشان ميراث فرهنگي ملت ترك و مملكت آزربايجان را، نفس و هواي تركي را، رنگ و سايه تركي و مزه و رايحه تركي را به زبان و ادبيات فارسي منتقل كردند و با اين كار خود البته زبان فارسي را غنيتر ساختند. اين كار و مسئوليتي بود كه به همه حال آنرا عده اي مي بايست بر دوش مي گرفتند.

اما اكنون موقعيت زبان تركي و شرايط داخلي، منطقه اي و جهاني بكلي متفاوت است. شرايط سياسي و فرهنگي داخلي، منطقه اي و جهاني امكانات و گزينه هاي مساعد جديدي را عرضه كرده كه منجر به پديدار شدن جنبش مردمي هويتخواه و برابري طلب در ميان تركان ايران و آزربايجان جنوبي شده است. از طرف ديگر زبان تركي در ايران در اثر سياستها و تدابير درازمدت و همه جانبه دولت ايران وارد فاز مرگ زباني شده و به سرعت در حال اضمحلال و نابودي است. ديگر فارسي نويسي روشنفكران نه تنها خدمتي به انتقال ميراث فرهنگي ملت ترك و مملكت آزربايجان به زبان و ادب فارسي نمي كند، بلكه بر عكس، صرفا در خدمت فارسسازي ملت ترك و مملكت آزربايجان عمل مي نمايد.

هنگامي كه زبان ملتي تحقير و خوار شمرده شود، سركوب گردد و با خطر از بين رفتن مواجه شود همه موظف به حفظ و پاسداري از آنند. اين مسئوليتي اخلاقي است و با سياست و ايدئولوژي ارتباطي ندارد. اين چنين است كه به موازات تغيير مثبت شرايط و موقعيت خطرناك زبان تركي، نسل جديد ترك در آزربايجان جنوبي و ديگر نقاط ايران به طرزي معجزه آسا شروع به تركي نويسي و آفريدن آثار ادبي، فرهنگي، سياسي و علمي خود به زبان تركي كرده است. در ايران زبان فارسي داراي حمايتهاي بي حد و حصر دولتي با بودجه هاي كلان نجومي، مدارس و دانشگاهها، فرهنگستانها، كتابخانه ها، سنت ادبيات معاصر، نقد ادبي، رسانه هاي سراسري، توده فارسي خوان و كانالهائي براي رسانيدن آثار فارسي به اين توده فارسي خوان است. اما زبان تركي از همه اينها محروم است. بنابراين تركي نويسي روشنفكران فداكار ترك در شرايط فعلي ايران، صرفا نوشتن به زبان تركي نيست، آفريدن ادبيات و زبان ادبي مدرن تركي نيز است. اين پديده، كاري سترگ مانند آفريدن از هيچ است. تركي نويسي رفلكس وار روشنفكران نسل جديد ترك در آزربايجان جنوبي و ايران، در ضمن نوعي ايجاد علاقه و پيوند با صداهاي در حال خاموش شدن دوران كودكيشان نيز است.

مساله صرفا زباني نيست

زبان و فرهنگ تركي، زباني بسيار غني و فرهنگي ريشه دار است. اين زبان و فرهنگ دهه هاست كه از سوي دولت ايران تحريم و ممنوع شده است. نابود ساختن زبان و فرهنگ تركي، صرفا باعث فقيرتر شدن ايران خواهد شد. زيرا كه اين امر به معني نابود ساختن ميراث فرهنگي و زباني كه از آزربايجان باستان و آسياي ميانه به امروزمان رسيده مي باشد.

اما مساله صرفا زباني نيست، در ايران فرهنگ تركي نيز تحقير و پست انگاشته شده است. مراجع رسمي و نويسندگان فارس پيوسته و بي انقطاع در حال تحقير فرهنگ تركي اند. اين تحقير كردن و خوار شمردن، بخشي از ايدئولوژي رسمي دولت ايران شمرده مي شود. براي تربيت كردن نسلهاي جديد با اين ايدئولوژي، تاريخ، ادبيات، هنر و فرهنگ متناسبي آفريده و يا جعل شد و در همه اينها تركان و هويت و زبان و فرهنگ تركي تحقير و خوار شمرده شد. در اين فراورده ها كه طبق نگرش رسمي دولت ايران بوجود مي آيند انسان ترك؛ وحشي، غارتگر و جاهل و حتي به راحتي به حد حيوان تنزل داده مي شود. در اينگونه آثار سياست سركوب دولتي جنبشهاي ملل غيرفارس ايران در طول قرن بيستم در آزربايجان، گيلان، كردستان، مازندران، لرستان، عربستان، بلوچستان، قاشقايسان، لارستان، لرستان و ...، فارسسازي ملل غير فارس ايران و جانشين ساختن زبان و فرهنگ و هويت ملي آنها با زبان و فرهنگ و هويت ملي فارسي در لفافه گسترش آموزش همگاني، مبارزه با بيسوادي، نهضت سوادآموزي، مدارس عشايري و ... به عنوان حركت و اقدامي براي متمدن ساختن قبائل و وحشيان نمايانده مي شود. اين نگرش عينا همان نگرش كولونياليست اروپائيان در مناسبت با بوميان آفريقا و هندوستان و خاور دور است. در برنامه هاي راديو تلويزيوني فارسي انسان ترك تبديل به اراذل و اوباش و در لطيفه هاي فارسي به شكل احمق و نادان ترسيم مي شوند. در جامعه اي متمدن و بافرهنگ اين پديده ها بسيار ناخوش آيند و غريب شمرده مي شوند، زيرا رفتار مدني در ذات خود احترام به ديگري را نهفته دارد. حال آنكه در جامعه ايران و فرهنگ فارسي اين گونه رفتارها كاملا عادي و نرمال تلقي مي گردند.

زدودون حافظه تاريخي ملت ترك بخش ديگري از ايدئولوژي رسمي دولت ايران است. در اين استقامت نام اسامي جغرافيائي تاريخي تركي شهرها و روستاها و كوهها و رودها از تركي به فارسي تغيير مي يابد. حال آنكه اين اسامي حكايت از تاريخي هزاران ساله دارند و به مردم در باره سرزمينشان، در باره فرهنگشان معلومات مي دهند، به آنها در باره اينكه كه هستند و چه هويتي دارند حس اعتماد به نفس و غرور مي بخشند. دولت ايران با عوض كردن اين چنين نامهائي با اسامي جديد فارسي، تاريخ هزاران ساله ملتي را نابود مي كند. جمهوري اسلامي ايران مي بايد دست از سر اسمهاي تركي بردارد و آنها را به حال خود رها كند.

علاوه بر آن در ايران تاريخ تركي نيز قدغن شده است. ملت ترك و سرزمين آزربايجان از تاريخي چند هزار ساله برخوردار است. اگر جامعه فارس از اين تاريخ ناآگاه و بي خبر است، جهان از آن از طريق سنگنوشته ها و سياحان و تاريخ نويسان و مراكز تحقيقاتي و دانشگاهها و ... خبردار است. اما دولت ايران پس از انقلاب مشروطيت و بويژه پس از روي كار آورده شدن سلطنت پهلوي از طرف دولتهاي استعماري غرب، سياستي رسمي مبني بر انكار رئاليته و واقعيت جامعه ايران را دنبال كرده و قوميتگرائي فارسي- پان ايرانيسم را به عنوان ايدئولوژي خود برگزيده است. پس از آن و تا به امروز دولت ايران پيوندهاي خود را نه تنها از تاريخ تركان آزربايجان و ديگر مناطق ايران، بلكه از تاريخ اعراب، كردها، بلوچها، تركمنان و ديگر ملتهاي ساكن در ايران نيز قطع نموده است.

گرچه يه هو


برچسب‌ها: زبان ترکی, آذربایجان, اهانت, سیاسی, ترک, ملت, توهین

 
تبليغات پان ايرانيستي در سايت "اخبار روز"
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : تورکی سوزلر

 

مهران بهاری

سايت اخبار روز، در مورد هويت ايراني، مساله آزربايجان جنوبي و هويت و مسائل تركان ايران عموما مشي ناسيوناليستهاي افراطي فارس و ديدگاههاي پان ايرانيستي را تبليغ مي كند. اين سايت همچنين همواره مبلغ نگرشهاي ناسيوناليستهاي افراطي ارمني در باره مسائل مذكور و برخي مسائل تاريخي ايران و منطقه است.

اخيرا در اين سايت مقاله اي در مورد حيدرخان عموغلو، در همسوئي با ديدگاههاي ضدتركي و ضد آزربايجاني فوق درج شده است. علي رغم ياد آوري اشتباهات بارز موجود در اين نوشته، نه تنها اين سايت اقدام به تصحيح آنها نكرده، بلكه كامنتهاي تصحيحي را نيز سانسور نموده است. اين روش هميشگي اين سايت است.  

http://www.iran- chabar.de/ article.jsp? essayId=25806

در اين مقاله محل تولد حيدرخان عموغلو شهر رضائيه نشان داده مي شود، در حاليكه رضائيه نامي است كه در دوره پهلوي اول به شهر اورميه و در راستاي فارس سازي نامهاي تركي در ايران بدين شهر داده شده است. هنگام تولد حيدر خان اين شهر اورميه نام داشت.

در سراسر مقاله به مليت اين شخصيت تاريخي يعني ترك اشاره اي نمي شود. در اين مقاله از آشنائي وي با زبانهاي روسي و  ارمنی و گرجی ، فرانسه، آلمانی و ایتالیائی سخن گفته مي شود اما از زبان ملي و مادري وي يعني تركي سخني گفته نمي شود.

 وي به عنوان يك مبارز قفقازي معرفي مي شود حال آنكه وي يك ترك آزربايجاني بود و آنجائيكه در اين مقاله قفقاز ناميده مي شود همان جمهوري آزربايجان يعني بخش شمالي آزربايجان است. در اين مقاله كوچكترين اشاره اي به آزربايجاني بودن حزب عدالت نمي شود.

ايروان كه در آن دوره شهري با اكثريت جمعيتي ترك و داراي هويتي آزربايجاني بود به عنوان شهري ارمنستاني عرضه مي شود. از شهر استانبول با نام قرون وسطائي اسلامبول نام برده مي شود.

در مجموع اين مقاله بسيار سطحي و تكرار طوطي وار داستانهائي در راستاي ساختن قرائتي فارسي از تاريخ معاصر ايران و آزربايجان است كه در ادبيات سياسي چپ ايران رايج است. اين قرائت فارسي از تاريخ معاصر،  همانقدر كه غيرواقعي است ضد تركي و ضد آزربايجاني نيز است.

برچسب‌ها: سیاسی, آذربایجان, اهانت, پان ایرانیستی

 
دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه تشنه جهان
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : تورکی سوزلر

به عقیده کارشناسان اگر اقدامی سریع انجام نگیرد، دریاچه ارومیه سرنوشتی مانند دریاچه آرال پیدا خواهد کرد

بر اساس تقویم کنونی و نیز سنت‌های بهاری، سیزدهم فروردین هر سال به عنوان "روز طبیعت" شناخته می‌شود. مردم معتقدند که این روز باید در بیرون از خانه و در دامن زیبای طبیعت گذرانده شود تا سالی پر نشاط و خرم به ارمغان آید. بیشتر مردم ترجیح می‌دهند که این روز را در کنار دریا، دریاچه و یا رودخانه که در عین حال سمبل پاکی، روشنی و ادامه حیات است، سپری کنند. به همین دلیل، در ایران عده‌ای از مردم به سواحل دریای خزر و سواحل آب‌های جنوبی کشور و عده‌ای نیز به سواحل دریاچه ارومیه و یا رودخانه‌های محلی سفر کرده و به تفریح می‌پردازند.

بی‌تردید یکی از مناطقی در ایران که همه ساله در تعطیلات نوروزی و ایام تابستان میزبان هزاران شهروند از داخل و خارج از کشور می‌باشد، دریاچه زیبای ارومیه است که بر اساس تقسیمات کشوری ایران بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی واقع شده، بزرگترین دریاچه داخلی این کشور و دومین دریاچهٔ آب‌شور جهان می باشد و به‌حق "عروس آذربایجان" نام گرفته است.

این دریاچه که با ویژگی‌های منحصر به فرد خود از نظر زیست‌محیطی، زیبایی‌های طبیعی و نیز بعُد تاریخی یکی از مهم‌ترین و معروف‌ترین دریاچه‌های جهان بشمار می‌آید، اکنون با خطر نابودی روبروست. به همین دلیل، در سیزدهم فروردین ماه امسال با ابتکار تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز عده بی‌شماری از مردم منطقه و طرفداران حفاظت از محیط زیست در ساحل دریاچه ارومیه جمع شدند تا خطر نابودی این موهبت طبیعی را به گوش جهانیان رسانده و مسئولین ذیربط و اکولوژیست‌ها را وادار و تشویق کنند تا برای نجات دریاچه ارومیه پروژه‌های فوری و قابل اجرایی طرح‌ریزی نمایند.

 

دریاچه ارومیه که امروزه با خطر جدی خشک شدن و نابودی روبروست، حدود ۴۰ سال پیش منطقه حفاظت‌شده اعلا‌م گردیده و از سال ۱۳۵۴ نیز به عنوان یكی از مهم‌ترین تالا‌ب‌های بین‌المللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است. این دریاچه همچنین یکی از 9 ذخیره‌گاه بیوسفری ایران است که در یونسکو ثبت گردیده است.

تقریباً تمامی کارشناسان محیط زیست بر این باورند که اگر اقدامی سریع و جدی انجام نگیرد، دریاچه ارومیه به زودی خشک شده و سرنوشتی مانند دریاچه آرال پیدا خواهد کرد.

دریاچه آرال نیز که یکی از دریاچه‌های مهم جهان به شمار می‌رفت، علیرغم هشدار کارشناسان، در نتیجه طرح‌ها و پروژه‌های نه چندان صحیح مسئولین وقت شوروی، پس از شصت سال برای همیشه نابود شد و یک فاجعه بزرگ انسانی و زیست‌محیطی در حاشیه دریاچه آرال به وقوع پیوست. در سال 1950 خروشچف دبیرکل حزب کمونیست و رهبر وقت شوروی دستور داد مسیر آب رودخانه‌های "آمودریا" و "سیردریا" که همواره به دریاچه آرال می‌ریخت، تغییر داده شود. علت چنین تصمیمی این بود که خروشچف قصد داشت اراضی زیر کشت پنبه را از ۵/۳ میلیون به ۵/۷ میلیون هكتار افزایش دهد. چرا که به نظر او، پنبه یک کالای مهم استراتژیک برای شوروی محسوب می‌شد و در واقع طلای سفید بود.

در نتیجه این سیاست نادرست، آب ورودی به دریاچه آرال در سال 1980 در مقایسه با دهه ۵۰ به یك‌دهم كاهش و وسعت دریاچه نیز تا ۷۰ درصد تقلیل یافت و ۱۰۰ كیلومتر از هر طرف پسروی كرد. دو بندر موینیاق در ازبكستان و آرالسك در قزاقستان خشك و متروك شدند. صنعت شیلا‌ت در این دو بندر به همراه ۶۰ هزار شغل از بین رفت و همه آرزوهای دولتمردان سابق شوروی با نابودی مزارع پنبه همانجا دفن شد.

با خشك شدن دریاچه آرال بستری از نمك به وسعت ۳۶ هزار كیلومتر مربع بر جای ماند. توفان‌های شن و نمك كه حامل غبارهای سمی آفت‌كش‌ها و سموم كشاورزی بودند، انواع بیماری‌های تنفسی و سرطان‌های پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد. بر اساس گزارش یونسكو در این منطقه، سلا‌مت زنان باردار به علت كیفیت بد آب آشامیدنی همچنان رو به وخامت است و نوزادان مرده و ناقص‌الخلقه به دنیا می‌آیند. به طوری كه این منطقه هم‌اكنون یكی از بالا‌ترین میزان مرگ و میرهای نوزادان در جهان را داراست. ‌

سرنوشت تلخ دریاچه آرال و نتایج حاصل از آن به خوبی نشان می‌دهد که خشک شدن دریاچه ارومیه می‌تواند فاجعه‌ای به مراتب بزرگ‌تر و تلخ‌تر به بار آورد. چرا که دریاچه ارومیه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که دریاچه آرال علیرغم اهمیت‌ فوق العاده‌اش فاقد آن بود.

در صورت وقوع چنین حادثه‌ای شوره‌زارهای حاصل از عقب‌نشینی آب، زمین‌های کشاورزی، مزارع، ساختمان‌ها و نواحی مسکونی و آبادی‌های اطراف به لحاظ زیستی تهدید خواهد شد.

دشت‌های سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده، پیرانشهر و اشنویه که از مهم‌ترین مناطق فعالیت کشاورزی و دامداری هستند، همگی اطراف این دریاچه قرار دارند و با خشک شدن آن آسیب جدی خواهند دید و در آینده‌ای نه چندان دور زمین‌های حاصل‌خیز این منطقه به کویر نمک تبدیل خواهند شد.

 

کارشناسان محیط زیست دلایل متفاوتی را برای روند خشک شدن دریاچه ارومیه بر می‌شمارند که می‌توان مجموع این دلایل را علت اصلی پسروی آب دریاچه شمرد.

دکتر اسماعیل کهرم کارشناس محیط زیست معتقد است که "3 عامل مهم در زمینه خشک شدن دریاچه ارومیه موثر بوده و همین سه عامل باعث گردیده که دریاچه ارومیه رو به نابودی برود. یکی از این دلایل بنا کردن بیش از 40 سد بدون در نظر گرفتن حق آبه برای این دریاچه بود. عامل بعدی احداث بزرگراه شهید کلانتری در عرض دریاچه بود که گردش آب را در دریاچه ارومیه متوقف کرد و دیگری وقوع خشکسالی در ایران باعث شد که این دریاچه رو به نابودی برود."

کهرم می‌گوید: "زمانی که هنوز هیچ سدی روی این دریاچه ساخته نشده بود، 5/5 میلیارد متر مکعب آب به درون این دریاچه وارد می‌شد. اما اکنون این رقم به کمتر از 1 میلیارد متر مکعب رسیده و این به معنی وقوع یک فاجعه زیست‌محیطی است. اگر 30 درصد از آب هر سدی که روی دریاچه ارومیه زده‌اند را به داخل این دریاچه بریزند، شاید بتوان از نابودی کامل آن جلوگیری کرد."

61 درصد وسعت دریاچه ارومیه در محدوده آذربایجان‌شرقی است و 20 درصد روان‌آب‌های تغذیه‌کننده دریاچه در این استان واقع شده و بقیه از استان‌های آذربایجان‌غربی و کردستان تامین می‌شود.

بیوک رییسی، مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان‌شرقی می‌گوید: به دلیل غرب به شرق بودن مسیر وزش باد در منطقه، در صورت خشک شدن دریاچه ارومیه بیشترین آسیب را آذربایجان‌شرقی و به ویژه کلان‌شهر تبریز می‌بیند.

حسین عباس‌نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان‌غربی نیز در یک گفتگوی مطبوعاتی گفت: "میزان شوری آب دریاچه ارومیه به 340 گرم در لیتر رسیده و 250 هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه را به شوره‌زار تبدیل کرده است."

كاهش مداوم آب درياچه و افزايش ميزان نمك موجب شده در حال حاضر 200 تا 250 هزار هکتار از زمین‌های اطراف دریاچه ارومیه به شوره‌زار تبدیل شود. اما اگر اين روند همچنان ادامه يابد و درياچه اروميه خشك شود، مشكلات آن تنها گريبانگير اروميه نخواهد بود و به‌دليل وجود 8 ميليارد تن نمك در درياچه، پس از خشك شدن، با وزيدن بادهای فصلی و جریانهای سطحی یا زیر‌زمینی، تمامی اراضی استان‌های آذربايجان و چند استان همجوار آن به شوره‌زار تبديل می‌شود. در اين صورت حتی ممكن است دامنه تأثيرات پخش اين مقدار نمك به اراضی كشورهای اطراف نيز خسارات جبران‌ناپذيری وارد كند و در دراز مدت، بخش بزرگی از خاورمیانه را تحت تأثیر خود قرار دهد.

به گفته عباس‌نژاد، سطح آب پاک دریاچه با وسعت 570 هزار هکتار در حال حاضر 5/2 متر پایین تر از سطح اکولوژیکی آن در شرایط عادی است."

به دلیل عدم وجود سیستم فاضلاب صنعتی، بسیاری از کارخانه‌ها فاضلاب خود را به سوی دریاچه ارومیه هدایت می‌کنند و این دریاچه از شرق و غرب در معرض تهدیدات زیست‌محیطی قرار دارد. محمد درویش کارشناس محیط زیست می‌گوید: "ریختن فاضلاب کارخانه نمک صنعتی شهر مراغه که حجم پساب‌های آن بیش از 20 متر مکعب در ثانیه است، قطعا فرایند نابودی کامل دریاچه ارومیه را فراهم خواهد ساخت.

احداث پل میان‌گذر بر روی دریاچه ارومیه نیز یکی از عوامل مهمی است که حیات دریاچه ارومیه را به مخاطره انداخته است. دکتر اسماعیل کهرم استاد محیط زیست می‌گوید: دریاچه‌ها مانند بدن انسان که سیستم گردش خون دارد، سیستم گردش آب دارند. گردش آب، اکسیژن و غذا را به نقاط مختلف دریاچه می‌برد. ما با ایجاد میان‌گذر در دریاچه ارومیه اختلال ایجاد و آن را بیمار کرده‌ایم.

کهرم با اشاره به نمونه‌های مختلف در جهان می‌گوید: در سراسر آمریکا قطار و اتومبیل‌ها از روی تالاب‌ها و دریاچه‌ها عبور می‌کنند، اما هیچکس کوه را درون دریاچه یا تالاب نریخته است. آنها با استفاده از ستون‌های متعدد این عمل را انجام داده‌اند.

چرخش آب درياچه اروميه به صورت پاد‌ساعتگرد است، اما پل شهيد كلانتري كه از سمت غرب حدود 12 كيلومتر و از سمت شرق حدود 3/2 كيلومتر خاكريزي شده مانع چرخش طبيعي آب است. اين پل در يكي از كمترين فاصله‌هاي گلوگاهي درياچه اروميه احداث شده و در واقع مانند يك طناب بر گردن اين درياچه چرخش آب را خفه كرده است.

آنچه که قابل تأمل است اینست که روند خشک شدن دریاچه ارومیه تقریبا از 15 سال پیش آغاز شده و از همان موقع کارشناسان امور زیست محیطی نسبت به خطرات این روند که سد‌ سازی نیز یکی از مهمترین عوامل آن می‌باشد، هشدار داده‌اند. اما علیرغم این هشدارها در سال 1387 نیز سد مخزنی قلعه‌چای عجب‌شیر مورد بهره‌برداری قرار گرفت که اگرچه از نظر اشتغال و تأمین بخشی از آب مورد نیاز منطقه فوایدی داشت، اما متأسفانه روند خشک شدن دریاچه ارومیه را نیز تسریع بخشید.

کاظم‌زاده دبیر منطقه 7 کمیسیون حقوق بشر اسلامی نیز با اشاره به نابودی بسياري از ويژگي‌هاي زيستي دریاچه ارومیه می‌گوید: افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به حد فوق اشباع (340 گرم در ليتر)، مرگ و مير پرندگان در نتيجه رسوب نمك بر روي بال و پر و بدن آنها و نهايتا عدم قدرت جابجايي و تغذيه، مختل شدن امور تردد شناورهاي دريايي و عدم كارايي اسكله‌هاي احداث شده در سواحل رشكان، گلمانخانه و جزاير اشك و كبودان، پديدار شدن زمينهای شوره‌زار به ميزان حداقل 150 هزار هكتار خصوصا در نواحی پست اطراف درياچه و سواحل جزاير، چسبيده شدن جزاير نه‌گانه پارك ملی (محل زادآوري گونه‌هاي مهم پرندگان مهاجر) به سواحل جنوبي درياچه (پديدار شدن ارتباط خشكي جزاير فوق با سواحل)، كاهش جمعيت و عدم زادآوري پرندگان مهم ساكن درياچه (پليكان سفيد و فلامينگو)، كاهش مهاجرت پرندگان به زيستگاه پارك ملي درياچه اروميه، كاهش شديد توليد سيست آرتميا در درياچه و بلوري شدن نمك و تشكيل لايه‌هاي ضخيم نمكي در كف و بستر درياچه مهمترين مشكلات كنوني اين درياچه است.

 

همانطوری که از داده‌های آماری و اظهارات مقامات مسئولین و کارشناسان محیط زیست نیز پیداست، دریاچه ارومیه به مثابه یکی از 20 دریاچه بزرگ جهان که زیستگاه بسیاری از جانداران آبی، دوزیست و نیز پرندگان می‌باشد، با خطر نابودی مواجه است که بی‌تردید در صورت عدم پیشگیری از آن، یک فاجعه بزرگ زیستی در منطقه بوجود خواهد آمد. کارشناسان هشدار می دهند که میزان نمک موجود در دریاچه ارومیه به بیش از میزان نمک موجود در "بحرالمیت" رسیده است. کارشناسان هشدار می دهند که در صورت ادامه این روند در دراز مدت، کویر نمکی مشابه کویر نمک نیمه شرقی ایران در شمال غرب این کشور که جزو حاصل‌خیزترین اراضی می باشد ایجاد خواهد شد و در نتیجه مهاجرت بخش عظیمی از مردم منطقه به دیگر نقاط را در پی خواهد داشت.

با اینحال آگاهی و حساسیت قابل تحسین مردم منطقه به اهمیت حیاتی دریاچه و خطرات ناشی از خشک شدن آن، می‌تواند انگیزه خوبی برای مسئولین و سازمان‌های حفاظت از محیط زیست فراهم سازد تا شاید با ارائه پروژه‌های علمی و عملی دریاچه زیبای ارومیه از خطر نابودی رهایی یابد.

 

 

محمدرضا هیئت


برچسب‌ها: دریاچه, ارومیه, آذربایجان, تبریز, مرگ, نجات, تشنه

 
حماسه آذربایجان!- سروده ای از شاعر انقلابی حسن جداری
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : تورکی سوزلر
خون بگرید دل بحال زار آذربایجان

روزگار تیره و دشوار آذربایجان

کی به پایان میرسد دوران جانکاه فراق

کی میسر میشود دیدار آذربایجان؟

یاد باد آن سرزمین عشق وشور وانقلاب

یاد باد آن همت احرار آذربایجان

یاد باد آن لاله های وحشی کهسارها

یاد باد آن سرخ گون، گلزار آذربایجان

گر به تاریخ معاصر با بصیرت بنگری

پی بری بر ارزش و مقدار آذربایجان

نقش مثبت داشت در بیداری مشرق زمین

شعر و نثرو آتشین گفتار آذربایجان

گشت در اشعار طنزآمیز صابر، منعکس

قدرت اندیشه و افکار آذربایجان

جلوه گر شد در نبوغ “معجز” سحرآفرین

طبع شور انگیز و آتشبار آذربایجان

ثبت شد در صفحه تاریخ عالم، تا ابد

نام پر آوازه سردار آذربایجان

یاد باد آن انقلابات عظیم توده ای

وآن تلاش وهمت بسیار آذربایجان

خون گرم بس مبارز، بس فدائی،بس شهید

نقش بسته بر در و دیوار آذربایجان

حیدر و ستار و باقرخان، چو برپاخاستند

شد فراری، لشگر اشرار آذربایجان

یک طرف، سردارمیجنگید چون شیر ژیان

یک طرف، آن نامور،سالار آذربایجان

وه چه دژخیمانه با ستارخان، رفتار کرد

خصم زشت آیین و بد کردار آذربایجان

چون رضا خان شد بدست اجنبی، قدرتمدار

سخت تر شد روزگار و کار آذربایجان

بس ستمها کرد بر زحمتکشان این دیار

آن ستمگر، دشمن قهار آذربایجان

هر چه دزد و عنصر منفور ضد ترک بود

گشت  استاندار و فرماندار آذربایجان

با فرار شه زایران، صبح روشن شد پدید

در شب اندوهگین و تار آذربایجان

توده تحت ستم، یکباره از جا شد بلند

شعله ورشد آتش پیکار آذربایجان

تا رهائی یابد از چنگال خصم کینه جو

شد مسلح، توده بیدار آذربایجان

یاد دورانی که شد لبخند پیروزی عیان

با وجود فرقه، در رخسار آذربایجان

از فدائی تا بگیرد انتقام سهمگین

شاه، فرمان داد بر کشتار آذربایجان

آه از آن رزمنده انسانها که قربانی شدند

آه از آن ایام نکبت بار آذربایجان

بر سر قبر شهیدان، اشگ میریزد هنوز

دیده پر حسرت و خونبار آذربایجان

بس جفاها دیده از خودکامگان خیره سر

توده عصیانگر و هشیار آذربایجان

با گذشت روزگاران، هر چه بدتر گشته است

وضع نامطلوب و ناهنجار آذربایجان

بر شئون توده رنجیده،اینک حاکم است

دشمن پر کینه و غدار آذربایجان

فقر و استیصال و محرومیت و بیداد بود

حاصل جانبازی و ایثار آذربایجان

تا حکومت در کف مشتی جنایت پیشه است

کی به پایان میرسد ادبار آذربایجان؟

بهر نانی تا بکی آواره از شهر و دیار

توده زحمتکش و بیکار آذربایجان؟

جان کند در کارگاه فرشبافی تا بکی؟

کودک آزرده و بیمار آذربایجان

از زبان مادری محروم بودن، تا بکی؟

کی سر آید ذلت و آزار آذربایجان؟

میمکد خون گروه کارگر،زالو صفت

تاجر بیگانه یا تجار آذربایجان

تاجرو سرمایه دار ترک استثمارگر

نیست هرگز یاور و غمخوار آذربایجان

ثروت سرمایه دارترک، حاصل میشود

از ستم بر ترک و استثمار آذربایجان

توده زحمتکش این سرزمین پر غرور

هست در بحران و سختی، یار آذربایجان

این بساط ظلم و استثمار را سازد نگون

عزم جزم و همت سرشار آذربایجان

بار دیگر، توده محروم، می خیزد به پا

بر علیه دشمن غدار آذربایجان

با قیام و انقلاب توده ها آید به سر

روزگار تیره و دشوار آذربایجان


برچسب‌ها: سیاسی, آذربایجان, شعر, تورک, انقلاب

 
آزادلیق قوشی وارلیق
نویسنده : آتیلا تاریخ : موضوع : تورکی سوزلر

هر چند قوتولماق هله یوخ دارلیغمیزدان

اما بیر آزادلیق دوغولوب وار لیغمیزدان

(وارلیق)نه بیزیم تکجه آزادلیق قوشوموز دیر

بیر مژده ده وئرمیش بیزه همکار لیغمیزدان

به به نه شیرین دیللی،بو جنت قوشی،طوطی

قندین آلیب الهام له دیندار لیغمیزدان

دیل آچامدا کارلیق داگئدر،کورلوغلوموزدا

چون لا للیغمیز دوغموش ایدی کار لیغمیزدان

دشمن بیزی ال بیر گؤره،تسلیم اولی ناچار

تسلیم اولوروق دشمنهناچار لیغمیزدان

هر انقلابین وور- ییخی صون بنالیق ایسته ر

دستور گرگ آلماق داها معمار لیغمیزدان

هشیار اولاسوز،دشمنی مغلوب ائده جکسیز

دشمنلریمیز قورخوری هشیار لیغمیزدان

بیرلیک یارادون،سؤز بیر اولاربیز کیشی لرده

یوخلوقلاریمیز بیتدیره جک وار لیغمیزدان

استاد شهریار


برچسب‌ها: سیاسی, آذربایجان, شعر, تورک, شهریار

 

.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.

 

 

 
آخرين عناوين مطالب
» باش سوز
» لزوم اصلاحات دمكراتيك زباني در قانون اساسي
» ميهراسند، از تركيمان ميهراسند!! – ناظم حكمت
» سياسي شدن زبان تركي - مهران بهاری
» تبليغات پان ايرانيستي در سايت "اخبار روز"
» دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه تشنه جهان
» حماسه آذربایجان!- سروده ای از شاعر انقلابی حسن جداری
» آزادلیق قوشی وارلیق
» عجب قصاب خانه ای است دنیا
» آذربایجان
» فردی که به تنهایی یک ملت بود
» بو یوردین استورلری ( ترکی دیلی )
» آزادلیق!
» تا کی زبان بیگانه و غفلت از زبان مادری؟؟!
»
» بو قارنلیق گونلرده سونرا البت گونش دوغاجاق
» شاید روزی ارزش عقل بر عقل ثابت شود
» توبه فردوسی
» حق آموزش به زبان مادری و رابطه آن با وحدت اقوام ایرانی
»
» تورک دیلی
» موسيقي رايگان آذربايجاني
» الفبای زبان ترکی
» عدالت
»
» قدرت زبان تركي
» جايگاه زبان ترکي و بررسي آن در مقايسه با ساير زبانها...
» خصوصیات و ویژگی های زبان ترکی یا تورکی
» کتاب دده قورقود مشهور در جهان ناشناخته در ایران
» آی امت ترک به زبان خود افتخار کنید!!!

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آخارسو مي باشد.

 



قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب